تبليغاتX
گفتمان s
 

گفتمان

دانشجویی





روزهایی که گذشت
سلام

خیلی وقته که آپ نکردم....تولدت گذشت شب خوبی بود بخاطر اینکه اون روز بهترینم به دنیا اومدهخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir....سالگرد ازدواجمونم ۲۰/۸/۱۳۸۷ تولد امام رضا...چون می خواستیم با تولد مولامون جشن بگیریم هر سال ۱۰ روز میاد جلو...اون شب من می خواستم تو رو خوشحال کنم ولی تو باز سبقت گرفتی با اون انگشتر خوشگلی که برای همیشه برام بهترین هدیه است سورپرایزم کردیخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irو مامانت که برامون بهترین شبمون و جشن گرفته بود بهترین خاطره رو برامون گذاشت....

عزیز دلم:برا همه چی ممنونچه برای این شبها.چه برای شبهایی که تنهام نذاشتی اون ۲۰ روز که مریض شدم تنها تو بودی که از کنارم تکون نخوردی و نشون دادی که چقدر دوستم داری و عشق من در مقابل تو خیلی کمه و باید تقویتش کنمخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

خیلی دوست دارم و می تونم فریاد بکشم .........آقائی عاشقتممممممممممممم.

بهم قول بده برام همیشه  بمونی.

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387;ساعت 18:17;  توسط سرمد; 
سير خلقت نورانى حضرت زهرا(س)

 در حديثى از امام صادق- عليه‏السلام- آمده است كه: «جز خدا هيچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفريد و براى هر يك از آن انوار، اسمى از اسماى الهى بود. خدا «حميد» است و اين اسم در محمد- صلى اللَّه عليه و آله- ظهور يافت. خدا «اعلى» است كه در اميرالمؤمنين على- عليه‏السلام- ظهور يافت. و براى خدا «اسماى حسنى» وجود دارد كه نام حسن و حسين- عليهماالسلام- از آن اسماء مشتق است. و از اسم «فاطر» او، نام زهراى اطهر، فاطمه اشتقاق پيدا كرد پس وقتى كه آن انوار را آفريد، اينها را در ميثاق قرار داد، پس در طرف راست عرش جا گرفتند. و خدا فرشتگان را از نور آفريد پس وقتى كه فرشتگان به اين انوار نظر كردند، امر و شأن اينها را بزرگ شمردند و تسبيح را (از آنها) فراگرفتند و اين مطابق با گفته‏ى فرشتگان است كه در قرآن آمده است: به حقيقت ما (در انتظار اوامر الهى در تدبير عالم) صف كشيده‏ايم. و به راستى ما تسبيح كننده‏ايم، و آن هنگام كه آدم- عليه‏السلام- را آفريد آدم به سوى اين انوار از طرف راست عرش با دقت نظر نموده عرض كرد: اى صاحب اختيار من! آنان كيستند؟ خداى متعال در پاسخ فرمود: اى آدم! آنها برگزيدگان من و خواص من هستند، اينها را از نور عظمت و بزرگى‏ام آفريده‏ام و از اسمهاى خودم اسمى را براى اينها برگرفتم، پس عرض كرد: اى پروردگارم! به حقى كه تو بر اينها دارى اسمهاى اينها را به من بياموز، پس خداى متعال فرمود: اى آدم! اين اسمها نزد تو امانت باشد (كه) سرّ و رازى از راز من است. غير تو نبايد بر آن آگاه شود جز به اذن من، عرض كرد: پروردگارم قبول كردم. خداوند پس از گرفتن اين پيمان، اسمهاى آنها را به آدم- عليه‏السلام- تعليم داد. و به فرشتگان عرضه كرد، هيچ كدام به آنها عالم نبودند، پس در پاسخ قول خداى متعال كه فرمود: مرا از نامهاى اينها خبر دهيد اگر راست مى‏گوييد، عرض كردند: منزهى تو! براى ما علمى نيست جز آنچه به ما آموخته‏اى. همانا تو عالم و داراى حكمتى. (آنگاه خداوند) فرمود: اى آدم! فرشتگان را به اسمهاى آن انوار خبر ده، پس وقتى كه اينها را به اسماء خبر داد، فرشتگان دانستند كه اين مطلب (در نزد آدم) به امانت گذاشته شده و آدم به سبب آگاهى از آن، فضيلت و برترى يافته است. سپس امر به سجده‏ى آدم- عليه‏السلام- شدند؛ زيرا كه سجده‏ى ملائكه، فضيلتى براى آدم و عبادت براى خداى متعال بود. چون كه سجده ملائكه، سزاوار آدم بود» (1)

--------------------------------------------------------------------------------------------

۱- تفسير فرات، ص 11، ط نجف.

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387;ساعت 13:23;  توسط سرمد; 
لوئى ماسينيون محقق فرانسوى
مستشرق و پژوهشگر معروف فرانسوى، لويى ماسينيون كه مدتى از عمر خود را وقف شناخت حضرت فاطمه‏ى زهرا (عليهاالسلام) ساخته، در زمينه‏ى شناخت آن حضرت، با گام‏هاى تحقيق پيش رفته و تلاش و كوشش بسيار به عمل آورده است. وى رساله‏ى محققانه‏اى در مورد مباهله‏ى مسيحيان «نجران» با پيامبر اسلام، كه در سال دهم هجرى در مدينه صورت گرفت، نوشته كه در آن نكته‏هاى جالب توجه فراوانى مطرح شده است. در آن رساله مى‏گويد:
«اوراد و دعاهاى ابراهيم (ع) از وجود دوازده نور كه منشعب از فاطمه هستند خبر مى‏دهد... تورات موسى از آمدن محمد (ص) و دختر پربركت او، و دو آقازاده به مانند اسماعيل و اسحق (حسن و حسين) نويد مى‏دهد...
و انجيل‏هاى عيسى (ع) از آمدن احمد (ص) نويد مى‏دهد، و نيز بشارت مى‏دهد كه دختر پربركتى خواهد داشت كه دو پسر به دنيا مى‏آورد...» (1)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1ـ شخصيات قلقه عبدالرحمن بدوى و ضميمه‏ى آن «المباهله» تأليف لويى ماسينيون چاپ ميلان به سال 1944، ص 179.

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387;ساعت 13:16;  توسط سرمد; 
فاطمه

یارب فاطمه ، بحق فاطمه، اشف صدر فاطمه ، بظهور فاطمه

 

دوباره خورشید در دور دستها و در افق مغرب غروب می کند و گیتی دگر باره شیوه سوگواری پیشه کرده است تا که تاریکی جهل و سکون را بر عهده انصاف گذارد.

اما این نه آن غروب همیشگی خورشید است که امروز گویی آوای ملکوتی منادیان پروردگار هم به گوش جان شنیده می شود که سالروز شهادت مادر گلها، ام ابیهاست.

بانوی بزرگواری که حق پدر، همسر ، فرزندان  و خودش را پایمال دید. شوهر شجاع و دلیر خود را می بیند که برای احقاق حق خویش از دست بردن به سلاح و شمشیر خودداری میکند، در این حال شبانی است که گله را در خطر گرگ و تباهی می یابد و گله ای که راه از بیراه تمیز نمیدهد. نامردان ظالم را در پیش روی دارد و مردم نادان را اسیر در دست جهل، چه می کند؟

در حق غاصبان ولایت نفرین کند؟ اما او دخت رحمت للعالمین است. همان رحمت للعالمینی که در وصف پاره تن خود چنین میگوید:

 

یا علی زهرا گل یاس من است                                    چشمه خورشید احساس من است

یاس من بوی حقایق می دهد                                       معنی سرخ شقایق می دهد

یاس من چون بوی حوا می دهد                                   معنی ام ابیها می دهد

یاس من تفسیر رنج هاجر است                                   شان او انا اعطینا کوثر است

یاس من چون با ملائک همدم است                              بوی او چون بوی خوب مریم است

یاس من آلاله ها را مادر است                                    پاسخی بر طاعنان ابتر است

یاس من از خون حق دارد اثر                                    یاسم از کرب و بلا دارد خبر

ای علی که هست من چون هست تو                            یاس خود را می سپارم دست تو

 

آری فاطمه ریحانه النبی است اما جاهلان کینه توز مزد رسالت نبی را جز با نیلوفری کردن یاس او پاسخی ندادند و خانه اهل بیت که بوسه گاه رحمت للعالمین بود را به آتش کینه سوزاندند و قتلگاه عصمت پرودگار ساختند و آنکس را که این خاتم نتوانسته است گریان ببیند در هجومی از رنج و غم قرار دادند.

بدین جهت است که فرزندان فاطمه چنین در دل زمزمه می کنند که:

شهادت مادرم افسانه نیست بلکه یک حقیقت و یک سند مظلومیت جاودانه و غم و اندوهی جانکاه هست تا وقتی که آن خاتم و تنها منتقم به امر خدا ظهور کند و انتقام مادر مظلومه و اجداد مظلومش را از ظالمین بستاند.

همانکه تمامی ایمان پیش روی تمامی شرک است

همانکه دارنده شمشیر بران و کوبنده کافران است

همانکه حیات بخش دوستان و خوار کننده دشمنان است

همانکه منتظر است و انتظارش را می کشیم

و نتها ما و نه در این زمان بلکه از آن هنگامه شوم که درد صفتان نفس پرست علتی بر معلول چوب و هیزم و آتش و در و دیوار و کوچه شدند. فاطمه مرضیه چشم و دل به انتظار منتظر بست و به یوم الموعود دنیا را به مقصد جنت وداع گفت.

و اکنون بیاییم ما هم چشم به راه باشیم تا در رکاب آن عزیز زهرا بوده و مرهمی بر آلام سینه او باشیم.

| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387;ساعت 12:18;  توسط سرمد; 
قبر فاطمه...

 

کدامین قبر، قبر فاطمه است؟                                           

 

کسی می شناسد ناب ترین گوهر هستی در کدامین قطعه،

 

بی قراری خویش را به قرار الهی قرار داده است؟

 

کسی می داند کدامین خاک را باید مویه کرد؟

 

کدام قبر را؟

 

کدام مزار را نماز خواند؟

 

...من اما می گویم خاک را مشت، مشت بگیریم

 

و بر آن باران، باران بگرییم

 

هر خاکی که گل داد

 

همان قبر فاطمه است...

 

از هر خاکی آه برآمد

 

و ماه گریست

 

همان قبر فاطمه است...

 

هر جا صدای گریه علی آمد

 

همان جا قبر فاطمه است...

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387;ساعت 10:41;  توسط سرمد;